قادر حيدرى فسايى
117
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
الف ) مثال كان زيد ضاربا امس ( در صورتى كه زيد در امس متلبس به ضرب بوده است ) اختلافى باشد . چون ذات در امس متلبس به ضرب بوده و در حال نطق متلبس نيست . ب ) مثال زيد سيكون غدا ضاربا ( در صورتى كه زيد در غد متلبس به ضرب بشود ) مجاز باشد . چون ذات در غد متلبس به ضرب مىشود و در حال نطق متلبس نيست . كبرى : و اللازم باطل . ( چون هردو مثال حقيقت است بدون خلاف ) . نتيجه : فالملزوم مثله . اشكال : « 1 » اجماع بر حقيقت بودن مثال كان زيد ضاربا امس با اختلافى بودن مثال زيد ضارب امس تنافى دارد . همچنين اجماع بر حقيقت بودن مثال زيد سيكون غدا ضاربا با اجماع بر مجازى بودن مثال زيد ضارب غدا تنافى دارد . جواب مصنف : تنافى وجود ندارد چون در مثال كان زيد ضاربا امس ، كان بيانگر حال نسبت و امس بيانگر حال تلبس است . فالنّسبة و التلبس كلاهما ما ضوىّ فالاطلاق حقيقى . ولى در مثال زيد ضارب امس ، امس بيانگر حال تلبس است فالتلبّس ماضوىّ . ولى نسبت ، به مقتضاى اطلاق و مقيد نشدن به زمان ، فعلى است . فالتلبس ما ضوىّ و النّسبة فعلىّ فالاطلاق اختلافى . و در مثال زيد سيكون غدا ضاربا ، النسبة و التلبس كلاهما استقبالى فالاطلاق حقيقى . ولى در مثال زيد ضارب غدا ، التلبس استقبالى و النّسبة فعلى فالاطلاق مجازىّ . 2 ) نظريه ميرزاى قمى « 2 » و مصنف : « 3 » مراد از حال ، حال نسبت است . طبق اين نظريه ،
--> ( 1 ) - اين اشكال با عبارت و لا ينافيه الاتفاق . . . بيان شده است . ( 2 ) - قوانين ، ج 1 ، ص 77 . ( 3 ) - نكته اول : نسخ كفايه مختلف است . در بعضى نسخ دارد خامسها انّ المراد بالحال فى عنوان المسئلة هو حال التلبس و بعضى نسخ بهجاى حال التلبس دارد ، حال النّسبة . نكته دوم : نزاع در مشتق مثل مسافر در چيست ؟ دو احتمال است : 1 ) در معناى افرادى است . يعنى نزاع در مدلول كلمه است با قطع نظر از مرحله صدق و حمل . طبق اين احتمال ، تصوير نزاع به اين صورت است كه آيا مدلول مشتق مدلول ضيق است ( الذّات المتلبس بالمبدء على الاطلاق ) چنانكه -